ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
507
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
ششم - كه همه از مجارستان سخن دارد - به زبان مجارى . از جلدهاى ديگر پارهاى قسمتها در ضمن تحقيقات مختلف ترجمه شده و متأسّفانه اين سخن دربارهء قسمتهاى مربوط به جنوب روسيه و اقوام اتّحاد شوروى كه اوليا چلبى مطالب فراوان دربارهء آن دارد نيز صادق است ، و تاكنون فقط در ضمن تحقيقات و مقالات كم و پراكنده مطالعه شده و توان گفت كه مطالب مذكور در انتظار تحقيق است ، و نيز مسائل مربوط به تأليف كتاب تاريخ سيّاح به دقّت و تحقيق نياز دارد . فقط ريچارد هارتمان ضمن مطالعه دربارهء سفر اوليا چلبى به سرزمين جزيره به طور كلّى و عجولانه چيزى در اين باب گفته است . 184 هارتمان به نقاطى خاص از گزارش اوليا چلبى ، چون مسير سفر ، مجراى رودها ، آثار تاريخى ، و عقايد عاميانه ، توجّه داشته . البتّه همهء اين مطالب از لحاظ مجموع كتاب و روش عمومى مؤلّف درخور ملاحظه است . عجيب است كه روايات مؤلفى متأخر چون اوليا چلبى از لحاظ جغرافياى تاريخى اقوام قديم اهميت فوق العاده داشته باشد . در موارد مكرّر راههاى ارتباط ، همان راههاست با گذشتن قرون دراز ؛ مثلا راه از سيواس تا ملطيه به طور كلّى با گزارش قديم موجود در گزارش راه انطونينوس مطابق است و اوليا چلبى بهترين توضيح را دربارهء گزارش راه كهن مىدهد . 185 در بعضى از موارد مطالب او جالب است و همانند توضيحات پلينى مىشود . 186 گزارش وى از راهها مؤيّد نظر رايج است كه اوليا چلبى فريبكار نيست و روايت وى از همان لحظهء اوّل ملهم اعتماد است . 187 احتياطى كه دربارهء او بايد كرد مربوط به استفاده از منابع است و روش وى نسبت به كسانى كه اطلاعاتى به او دادهاند . انديشهء وى از آبهايى كه به دجله مىريزد ياوه است و به قياس مطالب حاجى خليفه كه پيداست موضوع را خوب مىداند در خور اعتماد نيست . 188 با وجود اين ، نبايد عيوب وى محاسنش را بپوشاند ، زيرا شاهد عينى بسيارى از گزارشهاى خويش بوده و البتّه در بسيارى از موارد نيز از منابع ناموثّق نقل كرده ، امّا وقتى مشاهدات خود را به قلم مىآورد با وجود خطاها و گزافهگوييها به نسبت فراوان در خور اعتماد است . 189 ليكن به هنگام روايت كردن از ديگران ، در نتيجهء خوشباورى خطا مىكند ، و در اين زمينه نيز نبايد به سختى او را محكوم كرد . 190 اوليا چلبى به كسب اطّلاع ، علاقهء فراوان داشته ، و مثلا به آثار قديم كلدانى در عراق و آسياى صغير توجّه بسيار كرده و همين آثار است كه در دانش اروپاى قرن بيستم نقش معتبر دارد . 191 اين سنگ نوشتهها بارها حيرت او را ، چون جهانگردان دورانهاى بعد ، برانگيخته 192 و نيز ساختمانهاى سردابدار بسيارى كه در اين نواحى هست توجّه وى را جلب كرده است . 193 كسى كه در اين مناطق سفر كرده باشد از دقّت فوق العادهء وى در وصف پلهايى كه از آنها گذشته يا چيزى دربارهء آن نقل كرده ، 194 كه گزارش مهمانسراها در قبال آن ناچيز است ، حيرت مىكند . 195